طراحی بالا به پایین (Top-Down) در مقابل پایین به بالا (Bottom-Up): راهنمای کامل انتخاب استراتژی طراحی

فراتر از کلیکها، یک انتخاب استراتژیک
یادم میاد اوایل کارم، روی طراحی یک مکانیزم ساده کار میکردم. کلی ذوق داشتم، قطعات رو یکی یکی طراحی کردم و وقتی همه رو آوردم توی محیط مونتاژ، فاجعه شروع شد. هیچی به هیچی نمیخورد! ساعتها وقتم صرف این شد که برگردم، اسکچها رو ادیت کنم و دوباره برگردم به مونتاژ. اونجا بود که فهمیدم طراحی مهندسی فقط کلیک کردن و ساختن پارت نیست؛ یک فلسفه پشتشه. انتخابی که اول کار میکنی، میتونه پروژهات رو نجات بده یا نابود کنه. انتخاب استراتژی صحیح طراحی، در زمان شما صرفهجویی میکند. برای مشاوره و انجام پروژه سالیدورک حرفهای، کنار شما هستیم.
جدول چکلیست انتخاب روش طراحی (فلوچارت تصمیمگیری)
قبل از شروع پروژه، به این سوالات پاسخ دهید تا بهترین روش را انتخاب کنید:
| سوال | اگر پاسخ «بله» است… | اگر پاسخ «خیر» است… |
| آیا پروژه بیش از ۱۰ قطعه متحرک و مرتبط دارد؟ | به سمت Top-Down بروید. | به سوال بعدی بروید. |
| آیا چندین طراح به صورت همزمان روی پروژه کار میکنند؟ | Top-Down ضروری است. | به سوال بعدی بروید. |
| آیا احتمال تغییرات اساسی در ابعاد کلی در آینده وجود دارد؟ | Top-Down شما را نجات میدهد. | به سوال بعدی بروید. |
| آیا در حال طراحی یک کتابخانه قطعات استاندارد هستید؟ | Bottom-Up بهترین انتخاب است. | به سوال بعدی بروید. |
| آیا پروژه یک دستگاه یا ماشین با مکانیزم پیچیده است؟ | حتماً از Top-Down یا هیبریدی استفاده کنید. | احتمالاً Bottom-Up کافی است. |
این مقاله بخشی از آموزش جامع سالیدورکس ما در رایمون کد هست و قراره عمیقاً به همین فلسفه بپردازیم. میخوایم ببینیم جدال همیشگی طراحی بالا به پایین در مقابل پایین به بالا واقعاً چه معنایی داره و کی باید از کدوم استراتژی استفاده کنیم تا دیگه دچار اون کابوس ویرایشهای زنجیرهای نشیم.
روش پایین به بالا (Bottom-Up): ساخت با لگوهای مهندسی
این روش، همون چیزیه که اکثر ما کار با نرمافزارهای CAD رو باهاش شروع میکنیم. خیلی هم منطقی و ساده به نظر میرسه. اول یه قطعه رو طراحی میکنی، ذخیرهاش میکنی. بعد میری سراغ قطعه بعدی و همینطور ادامه میدی. وقتی همه قطعات آماده شدن، مثل لگو میاریشون توی یک فایل Assembly و شروع میکنی به مونتاژ کردن.
با استفاده از قیدها یا Mates، قطعات رو به هم وصل میکنی تا مجموعه نهایی شکل بگیره. اگه با این دستورات آشنا نیستی، حتماً یه نگاهی به مقاله راهنمای کامل قیدها (Mates) در سالیدورکس بنداز چون اساس کار همینها هستن. این روش برای شروع عالیه، چون ذهنت فقط روی یک قطعه در یک زمان متمرکزه.

روش بالا به پایین (Top-Down): نقشه جامع یک معمار مهندس 🏗️
حالا سناریوی مقابل رو تصور کن. یک معمار قبل از اینکه آجر اول رو بزاره، یک نقشه کامل از کل ساختمان داره. روش بالا به پایین دقیقاً همینه. ما کار رو از یک دید کلی شروع میکنیم. یعنی اول یک “فایل اسکلت” یا “Layout” میسازیم که توش پارامترهای اصلی، جانمایی کلی قطعات و روابط کلیدی بینشون مشخص شده.
بعد، هر قطعه جدیدی که طراحی میکنیم، ابعاد و موقعیت اصلیش رو از اون فایل اسکلت میخونه. این یعنی اگه شما جای یکی از سوراخهای اصلی رو توی فایل Layout جابجا کنی، تمام پارتهایی که به اون سوراخ وصل بودن، به صورت خودکار آپدیت میشن! این یعنی کنترل، یعنی قدرت. دیگه خبری از آزمون و خطا تو محیط مونتاژ نیست.
مقایسه در عمل: بیایید یک «پایه نگهدارنده مانیتور» را به دو روش بسازیم
فرض کنید میخوایم یک پایه مانیتور طراحی کنیم.
- با روش Bottom-Up: اول پایه رومیزی رو میسازیم. بعد ستون عمودی رو. بعدش بازویی که به پشت مانیتور وصل میشه. حالا همه رو میاریم تو محیط اسمبلی. موقع مونتاژ میبینیم ای دل غافل! زاویه بازو درست نیست و به مانیتور میخوره. یا جای سوراخ پیچها چند میلیمتر جابجاست. حالا باید برگردی، تک تک پارتها رو باز کنی، حساب کتاب کنی و ادیت بزنی. بعد از طراحی قطعات، باید اونارو توی محیط اسمبلی کنار هم بیارید که تو مقاله اولین مونتاژ در سالیدورکس کامل توزیحش دادیم.
- با روش Top-Down: یه پارت به اسم “Layout” میسازیم. توش با چندتا اسکچ ساده، ارتفاع مانیتور، محل میز، و الگوی سوراخهای VESA پشت مانیتور رو تعریف میکنیم. حالا وقتی پایه رومیزی رو طراحی میکنیم، عرضش رو از اسکچ میز توی Layout میخونیم. وقتی ستون رو میسازیم، ارتفاعش رو از همون Layout میخونیم. اینجوری همه چی از اول با هم هماهنگه و تغییرات آینده فقط با ادیت کردن فایل Layout انجام میشه.
جدول مقایسه جامع: Top-Down در برابر Bottom-Up در یک نگاه
برای اینکه موضوع شفافتر بشه، بیایید این دوتا رو توی یک جدول کنار هم ببینیم:
| معیار | روش پایین به بالا (Bottom-Up) | روش بالا به پایین (Top-Down) |
| سرعت اولیه طراحی | خیلی سریع. چون مستقیم میری سراغ طراحی قطعات. | کندتر. چون اول باید برای ساختار کلی فکر و طراحی کنی. |
| انعطاف در تغییرات | بسیار ضعیف. یک تغییر کوچک میتونه باعث خطاهای زنجیرهای بشه. | فوقالعاده قوی. تغییرات اصلی در یک مکان (Layout) انجام میشه. |
| مناسب برای کار تیمی | سخت. هماهنگی بین طراحان برای ابعاد مشترک چالشبرانگیزه. | عالی. مدیر پروژه Layout رو تعریف میکنه و بقیه بر اساس اون کار میکنن. |
| مدیریت خطا | پیچیده. پیدا کردن ریشه خطاها در یک مجموعه بزرگ زمانبر است. | سادهتر. چون روابط بین قطعات مشخص و کنترل شده است. |
| بهترین کاربرد | قطعات استاندارد، پروژههای کوچک، طراحیهای مفهومی اولیه. | ماشینآلات پیچیده، طراحی محصول، خطوط تولید، هرجا که هماهنگی مهمه. |
چه زمانی Top-Down پادشاهی میکند؟ (تجربه رایمون کد در طراحی ماشینآلات صنعتی)
یک پروژه طراحی دستگاه بستهبندی داشتیم که چندین ایستگاه مختلف (پر کردن، درببندی، لیبلزنی) باید با یک تسمه نقاله اصلی سینک میشدن. اگر میخواستیم این رو Bottom-Up بریم جلو، فاجعه بود. کوچکترین تغییر در سرعت کانوایر یا ابعاد محصول، نیازمند بازطراحی کل ایستگاهها بود.
اینجور جاها Top-Down یک الزام هست، نه یک انتخاب. ما با یک فایل Layout شروع کردیم که مسیر حرکت محصول و نقاط کلیدی هر ایستگاه رو مشخص میکرد. هر تیمی که روی یک ایستگاه کار میکرد، موقعیت و ابعاد اصلی رو از این فایل مرکزی میخوند. این روش نه تنها جلوی تداخل قطعات رو گرفت (که با ابزارهای تشخیص تداخل قطعات در مجموعههای پیچیده میشه چکشون کرد)، بلکه باعث شد مونتاژ نهایی دستگاه در دنیای واقعی بدون کوچکترین مشکلی انجام بشه.
کجا Bottom-Up هنوز هم بهترین انتخاب است؟
با تمام این حرفها، قرار نیست Bottom-Up رو بندازیم دور! این روش هنوز هم سلطان بیرقیب بعضی حوزههاست. مثلاً وقتی دارید یک کتابخانه از قطعات استاندارد برای شرکتتون درست میکنید. پیچ، مهره، بلبرینگ… اینها قطعاتی هستن که طراحی مستقلی دارن و قرار نیست با تغییر یک چیز دیگه، اینا هم عوض بشن. اتفاقا برای استفاده از این قطعات میتونید از ابزار قدرتمند تولباکس استفاده کنید که توی مقاله کار با Toolbox سالیدورکس برای قطعات استاندارد در موردش صحبت کردیم.
یا مثلاً وقتی داری یک فیکسچر ساده برای نگه داشتن یک قطعه زیر دستگاه فرز طراحی میکنی. اینجا سرعت مهمه و پیچیدگی مجموعه کمه. پس خیلی راحت با روش پایین به بالا کارت رو راه میندازی و نیازی به اون ساختار پیچیده Top-Down نداری.
💡 نکته حرفهای: قدرت روش هیبریدی، استراتژی متخصصان رایمون کد
بعد از سالها تجربه، چیزی که تو پروژههای بزرگ صنعتی واقعا جواب میده، نه اینه و نه اون؛ بلکه ترکیبی از هر دوتاست. بهش میگن روش هیبریدی. شما اسکلت اصلی ماشین، شاسی، و جانمایی کلی رو با روش Top-Down طراحی میکنی تا همه چی تحت کنترل باشه.
بعد، یک مجموعه موتور و گیربکس استاندارد که قبلاً به روش Bottom-Up طراحی و آماده شده رو به صورت یک زیرمجموعه (Sub-assembly) وارد این ساختار میکنی. اینطوری هم کنترل و انعطافپذیری Top-Down رو داری و هم سرعت و سادگی استفاده از ماژولهای آماده Bottom-Up. تسلط بر این روشهای ترکیبی برای پروژههای صنعتی خیلی مهمه. اگر حس میکنید پروژهتون به یک ساختار بهینه و حرفهای نیاز داره، میتونید روی تخصص ما در انجام پروژه سالیدورک حساب کنید. یک طراح سالیدورک ارشد میداند که برای هر پروژه خاص، کدام روش طراحی بهینهتر است.

آموزش عملی: پیادهسازی اسکلت کنترل (Skeleton Model) در طراحی Top-Down
خب، تئوری کافیه. بیایید ببینیم این “فایل اسکلت” رو چطور باید بسازیم. این یه روش ثابت شده است که تو پروژههای بزرگ جواب پس داده.
- یک پارت جدید بسازید: یک فایل Part معمولی در سالیدورکس باز کنید و اسمش رو یه چیزی مثل Layout، Skeleton یا Master Model ذخیره کنید. قانون اول من اینه: این فایل نباید هیچ حجم سه بعدیای داشته باشه. این فقط نقشه راه شماست.
- صفحات و محورهای اصلی را تعریف کنید: با استفاده از Reference Geometry، صفحات (Planes) کلیدی مجموعه رو بسازید. مثلاً سطح زمین، مرکز دستگاه، حداکثر ارتفاع مجاز. اینها مرزهای پروژه شما هستن.
- اسکچهای کنترل را رسم کنید: حالا با اسکچهای دو بعدی ساده، جانمایی کلی قطعات رو مشخص کنید. مثلاً یک مستطیل برای نشان دادن محدوده شاسی، یا چند دایره برای محل قرارگیری موتورها. این اسکچها باید Fully Defined باشن تا همه چی تحت کنترل باشه.
- استفاده در مجموعه: این فایل Layout رو به عنوان اولین قطعه در Assembly جدیدتون وارد کنید و موقعیتش رو فیکس کنید. حالا هر پارت جدیدی که میسازید، اسکچ اون رو روی صفحات همین فایل Layout ایجاد کنید و ابعادش رو به اسکچهای کنترل لینک بدید.
این ساختار باعث میشه مدیریت مجموعههای بزرگ خیلی سادهتر بشه. بعدا هر بخش رو به یک زیرمجموعه یا Sub-assembly تبدیل میکنیم و کل مجموعه اصلی تمیز و قابل فهم باقی میمونه.
⚠️ هشدار: تلههای مرگبار در طراحی Top-Down که باید از آنها دوری کنید
این روش اگه درست پیاده نشه، میتونه از Bottom-Up هم بدتر بشه. دوتا اشتباه هست که دیدم خیلیها مرتکب میشن:
- رفرنسهای دایرهای (Circular References): این بزرگترین کابوسه! یعنی پارت A به پارت B رفرنس بده و همزمان پارت B هم به پارت A رفرنس بده. اینجوری نرمافزار توی یک حلقه بیپایان گیر میکنه و معمولاً با یک ارور قرمز رنگ یا هنگ کردن کامل سیستم مواجه میشید. همیشه سعی کنید روابط یک طرفه باشن (همه از Layout اصلی دستور بگیرن).
- پیچیده کردن بیش از حد فایل Layout: فایل اسکلت شما نباید شلوغ باشه. فقط و فقط پارامترهای اصلی و حیاتی باید توش باشن. اگه جزئیات ریز رو هم وارد این فایل بکنید، هم سنگین میشه و هم مدیریتش سخت.
جدول اشتباهات رایج در پیادهسازیTop-Down و راهحل آنها
| اشتباه رایج | پیامد و نتیجه | راهحل پیشگیرانه |
| ایجاد رفرنسهای دایرهای | خطاهای Rebuild بیپایان، ناپایداری و هنگ کردن مدل | همیشه یک سلسله مراتب یکطرفه ایجاد کنید (مثلاً: پارتها ← زیرمجموعه ← Layout). |
| شلوغ کردن فایل Layout | کند شدن شدید سیستم، سردرگمی در مدیریت و ویرایش | فقط پارامترها و اسکچهای «کنترلی» و اصلی را در Layout قرار دهید. جزئیات را به خود پارتها بسپارید. |
| لینک دادن به هندسه ناپایدار | با تغییرات کوچک، رفرنسها از بین رفته و خطا ایجاد میشود. | همیشه به هندسههای پایدار مانند صفحات مرجع، محورها یا اسکچهای کاملاً تعریفشده (Fully Defined) لینک دهید. |
| فراموش کردن قفل کردن رفرنسها | عملکرد ضعیف در مجموعههای بزرگ به دلیل بررسی مداوم لینکها | پس از نهایی شدن طراحی یک بخش، رفرنسهای خارجی آن را قفل (Lock) یا بشکنید (Break). |
کدام روش فرآیند ساخت و مونتاژ را سادهتر میکند؟
اینجا برتری مطلق با Top-Down هست. وقتی شما با این روش طراحی میکنید، مدل CAD شما دیگه فقط یه سری فایل سه بعدی خوشگل نیست، بلکه یک “دوقلوی دیجیتال” دقیق از محصول نهاییه. چون تمام روابط و جانماییها از قبل حل شده، تیم مونتاژ دقیقاً میدونه هر قطعه کجا میره و با مشکل “جا نرفتن” یا “تداخل” مواجه نمیشه.
این هماهنکی باعث میشه وقتی میخواید لیست قطعات رو برای تیم خرید یا انبار آماده کنید، کارتون خیلی راحتتر باشه. چون مجموعه شما ساختار درستی داره، ایجاد یک BOM دقیق دیگه کار سختی نخواهد بود و احتمال از قلم افتادن قطعات به شدت کم میشه.
چگونه Top-Down همکاری چند طراح روی یک پروژه را ممکن میسازد؟ 🤝
تو یه تیم چند نفره، روش Bottom-Up یعنی هرج و مرج. هر کسی برای خودش یه چیزی طراحی میکنه و آخرش موقع مونتاژ، کلی بحث و دوبارهکاری پیش میاد.
اما با Top-Down، مدیر پروژه یا طراح ارشد، فایل Layout رو آماده میکنه و اون رو در اختیار تیم قرار میده. طراح A مسئول طراحی بدنه است و ابعادش رو از Layout میخونه. طراح B مسئول سیستم انتقال قدرته و موقعیت شفت و چرخدندههاش رو از همون Layout میخونه. اینجوری همه با یک زبان مشترک صحبت میکنن و کارها بدون تداخل پیش میره. و در نهایت برای ارائه به تیم مونتاژ یا مدیران، میتونید به راحتی یک نقشه انفجاری حرفهای از مجموعه بسازید چون همه قطعات از اول جای درست خودشون قرار گرفتن.
آیا طراحی Top-Down همیشه فایلها را سنگینتر میکند؟
یک باور غلط وجود داره که میگه چون قطعات به هم لینک هستن، مجموعههای Top-Down همیشه کند و سنگینن. این تا حدی درسته، چون هر بار که فایل رو باز میکنید، نرمافزار باید تمام این روابط بین فایلها (External References) رو چک کنه.
اما راهحل حرفهای اینه: وقتی طراحی یک بخش از مجموعه نهایی و فیکس شد، میتونید این رفرنسهای خارجی رو “قفل” یا “بشکنید” (Lock/Break References). با این کار، اون قطعه یا زیرمجموعه دیگه به فایل Layout وابسته نیست و به یک قطعه مستقل (مثل حالت Bottom-Up) تبدیل میشه. این کار رو برای بخشهایی که طراحیشون تموم شده انجام میدیم تا هم سرعت سیستم بالا بره و هم ساختار اصلی حفظ بشه.
حالا نوبت شماست! یک چالش کوچک 🚀
سعی کنید یک ارگانایزر رومیزی ساده (شامل جای خودکار، جای موبایل و یک سینی کوچک) رو با روش Top-Down طراحی کنید. یک فایل Layout بسازید که فقط ابعاد کلی پایه و محل قرارگیری هر بخش رو مشخص کنه. بعد هر قطعه رو بر اساس اون بسازید. ببینید چقدر تغییر دادن ابعاد کلی، راحتتر از روش معمولیه. تجربهتون رو توی کامنتها با ما به اشتراک بذارید!
جمعبندی: ابزار را شما انتخاب نمیکنید، بلکه پروژه انتخاب میکند
هیچوقت نگید “من همیشه Top-Down کار میکنم” یا برعکس. یک مهندس طراح خوب، مثل یک جعبهابزار کامله. برای هر کاری، ابزار مناسب خودش رو انتخاب میکنه. برای یک پروژه سریع و ساده، Bottom-Up عالیه. برای یک ماشین پیچیده و یک کار تیمی، Top-Down تنها راه نجاته. درک عمیق از روابط مونتاژی بسیار مهم است؛ پیشنهاد میکنیم مقایسه منطق مونتاژ در کتیا را نیز مطالعه کنید تا دید وسیعتری نسبت به اسمبلی پیدا کنید.
چگونه در رایمون کد، استراتژی طراحی را بر اساس اهداف پروژه شما انتخاب میکنیم؟
اولین سوالی که ما در رایمون کد قبل از شروع هر پروژهای از خودمون و کارفرما میپرسیم دقیقاً همینه: “مقیاس این پروژه چقدره؟ چقدر احتمال تغییرات در آینده وجود داره؟ چند نفر روی اون کار میکنن؟” جواب این سوالهاست که استراتژی طراحی ما رو مشخص میکنه و جلوی هزینهها و زمان تلف شده در آینده رو میگیره.
انتخاب درست: اولین قدم در یک پروژه موفق
در نهایت، تسلط بر هر دو متدولوژی و درک عمیق از تفاوتهای طراحی بالا به پایین در مقابل پایین به بالا چیزیه که یک اپراتور CAD رو از یک مهندس طراح استراتژیست متمایز میکنه. این انتخاب، فقط یک تصمیم فنی نیست؛ بلکه اولین و مهمترین قدم برای تضمین موفقیت، انعطافپذیری و کیفیت پروژه مهندسی شماست. روش طراحی بالا به پایین (Top-Down) در خدمات طراحی محصول برای تطابق کامل قطعات بدنه بسیار کاربرد دارد.
سوالات متداول (FAQ)
۱. آیا یک روش به طور کلی “بهتر” از دیگری است؟
خیر. هیچ روش مطلقا بهتری وجود ندارد. بهترین روش کاملاً به نوع، مقیاس و پیچیدگی پروژه شما بستگی دارد. Top-Down برای پروژههای بزرگ و پیچیده ایدهآل است، در حالی که Bottom-Up برای پروژههای کوچک و قطعات استاندارد سریعتر و سادهتر است.
۲. به عنوان یک مبتدی، از کدام روش شروع کنم؟
بهتر است با روش Bottom-Up شروع کنید. این روش شهودیتر است و به شما کمک میکند تا بر اصول اولیه مدلسازی قطعات و مونتاژ (Mates) مسلط شوید. پس از کسب تسلط، یادگیری روش Top-Down بسیار آسانتر خواهد بود.
۳. آیا میتوانم وسط یک پروژه، روش طراحی را از Bottom-Up به Top-Down تغییر دهم؟
تغییر کامل روش در اواسط پروژه بسیار سخت، زمانبر و مستعد خطا است. بهتر است از ابتدا استراتژی درستی را انتخاب کنید. با این حال، میتوانید برخی از روابط Top-Down را به یک مجموعه Bottom-Up موجود اضافه کنید تا کنترل بیشتری روی بخشهای کلیدی داشته باشید.
۴. آیا استفاده از روش Top-Down همیشه فایل اسمبلی را سنگین و کند میکند؟
نه لزوماً. اگرچه روابط خارجی (External References) میتوانند بار محاسباتی را افزایش دهند، اما با مدیریت صحیح (مانند قفل کردن رفرنسها پس از نهایی شدن طراحی) میتوان عملکرد را بهینه نگه داشت.
۵. فایل اسکلت (Skeleton Model) دقیقاً چیست؟ آیا یک فایل اسمبلی است؟
خیر، معمولاً یک فایل Part است که فقط شامل اسکچها، صفحات مرجع، محورها و پارامترهای اصلی میباشد و هیچ حجم سهبعدی ندارد. این فایل به عنوان اولین قطعه در اسمبلی اصلی قرار میگیرد و تمام قطعات دیگر به آن ارجاع میدهند.
۶. بزرگترین ریسک در استفاده از روش Top-Down چیست؟
بزرگترین ریسک، ایجاد “رفرنسهای دایرهای” (Circular References) است که باعث بروز خطاها و ناپایداری در مدل میشود. برای جلوگیری از این مشکل، باید یک سلسله مراتب واضح در طراحی وجود داشته باشد (مثلاً همه قطعات فقط به فایل Layout ارجاع دهند، نه به یکدیگر).
۷. آیا نرمافزارهای CAD مختلف، قابلیتهای یکسانی برای طراحی Top-Down دارند؟
اکثر نرمافزارهای مهندسی مدرن مانند SolidWorks, Inventor, CATIA و Creo قابلیتهای قدرتمندی برای طراحی Top-Down دارند، اما نحوه پیادهسازی و اصطلاحات آنها ممکن است کمی متفاوت باشد. اصول و مفاهیم اصلی در همه آنها یکسان است.
۸. روش هیبریدی دقیقاً چگونه کار میکند؟
در روش هیبریدی، شما اسکلت و ساختار اصلی مجموعه را با روش Top-Down طراحی میکنید. سپس، زیرمجموعههای استانداردی (مانند مجموعه یک موتور و گیربکس آماده) که قبلاً به روش Bottom-Up ساخته شدهاند را به این ساختار اضافه میکنید. این روش بهترین تعادل بین کنترل و سرعت را فراهم میکند.
۹. آیا طراحی Top-Down برای پروژههای دانشجویی هم کاربرد دارد؟
بله، قطعاً. حتی در پروژههای دانشجویی پیچیده (مانند طراحی یک ربات یا یک ماشین کوچک)، استفاده از این روش نشاندهنده درک عمیق شما از اصول طراحی مهندسی است و به مدیریت بهتر پروژه کمک میکند. اگر در این زمینه نیاز به کمک داشتید، میتوانید از خدمات [انجام پروژه دانشجویی سالیدورک] ما استفاده کنید.
۱۰. آیا برای استفاده از روش Top-Down نیاز به سیستمهای PDM (Product Data Management) داریم؟
برای پروژههای فردی یا تیمهای کوچک، لزومی ندارد. اما در تیمهای بزرگ که چندین طراح همزمان روی یک پروژه کار میکنند، استفاده از یک سیستم PDM برای مدیریت نسخهها و کنترل دسترسی به فایل Layout تقریباً ضروری است.