آشنایی با محیط های کتیا: آشنایی با ساختار و ورکبنچهای (Workbenches) اصلی کتیا+ نقشه راه مهندسان مکانیک برای شروع طراحی حرفهای🚀

آشنایی با محیط های کتیا: کتیا رو برای اولین بار باز میکنید و… بوم! با جهانی از آیکونها، منوها و اسم های عجیب و غریب رو برو میشوید. کاملا حسش رو درک میکنم، یه حس سردرگمی که «اصلا باید از کجا شروع کنم؟». این مقاله دقیقا برای همین نوشته شده. قرار نیست یک هلپ خشک و خالی نرمافزار باشد، بلکه یک نقشه راه عملی از طرف تیم رایمون کد برای شماست. ما با تسلط بر تمام ماژولها، آماده انجام پروژه کتیا در هر زمینهای هستیم. این راهنما بخشی از مجموعه آموزش جامع کتیا ماست که هدفش تبدیل شما از یک کاربر مبتدی به یک طراح مسلط است. پس بیایید با هم یک آشنایی با ساختار و ورکبنچهای کتیا داشته باشیم تا این محیط پیچیده، مثل موم در دستتان نرم شود. تنوع محیطهای کتیا گیجکننده است.
آشنایی با محیط های کتیا: چرا محیط کتیا در نگاه اول پیچیده به نظر میرسد؟ (رمزگشایی ساختار ماژولار CATIA)
بگذارید خیالتان را راحت کنم: این پیچیدگی یک باگ نیست، یک ویژگی است! کتیا برای پروژههای ساده و کوچک ساخته نشده. این نرمافزار زمین بازی غولهای صنعتی مثل ایرباس، بوئینگ و رنو است. جایی که هزاران مهندس روی یک محصول واحد مثل یک هواپیما کار میکنند. هر تیم (تیم بدنه، تیم شاسی، تیم تحلیل…) به ابزارهای تخصصی خودش نیاز دارد. ساختار ماژولار و مبتنی بر ورکبنچ کتیا، دقیقا پاسخ به همین نیاز است.
فکر کنید به جای یک جعبه ابزار معمولی، یک گاراژ کامل با کشوهای تخصصی در اختیار دارید: یک کشو فقط برای ابزارهای ورقکاری، یکی برای طراحی سطوح، یکی برای تحلیل و… . این ساختار در ابتدا گیجکننده است، اما وقتی منطقش را بفهمید، میبینید که چقدر کار را منظم و قدرتمند میکند. برای اینکه درک بهتری از عظمت این نرمافزار پیدا کنید، پیشنهاد میکنم نگاهی به مقاله کتیا چیست و چرا در صنعت پیشرو است؟ بیندازید.

فلسفه پشت طراحی کتیا: ورکبنچ (Workbench) چیست و چرا برای مهندسان اهمیت دارد؟
آشنایی با محیط های کتیا به زبان ساده، هر ورکبنچ (Workbench) یک میزکار مجازی تخصصی است. وقتی شما وارد ورکبنچ Part Design میشوید، کتیا تمام ابزارهایی که برای طراحی یک قطعه سهبعدی صُلب (Solid) نیاز دارید را روی میز میچیند. وقتی به ورکبنچ Generative Shape Design میروید، میزکار عوض میشود و ابزارهای مربوط به خلق سطوح پیچیده در دسترستان قرار میگیرد.
این تفکیک، تمرکز شما را به شدت بالا میبرد. دیگر نیازی نیست در میان صدها دستور بیربط، دنبال ابزار مورد نظر خود بگردید. این فلسفه با نرمافزارهای دیگر کمی متفاوت است و اگر از محیطهای دیگری به کتیا کوچ کردهاید، شاید درک تفاوتهای کلیدی کتیا و سالیدورکس برایتان شروع خوبی باشد تا با این منطق جدید خو بگیرید.
سفر یک طراح در رایمون کد: از ایده اولیه تا نقشه ساخت با 5 ورکبنچ کلیدی
برای اینکه موضوع کاملا جا بیفتد، بیایید مسیر طراحی یک قطعه صنعتی را با هم طی کنیم. این 5 ورکبنچ، ستون فقرات اکثر پروژههای طراحی مکانیکی هستند:
- Sketcher: نقطه شروع همه چیز. اینجا جایی است که ایده اولیه خود را به یک طرح دوبعدی دقیق و هوشمند تبدیل میکنید.
- Part Design: قلب تپنده طراحی. طرح دوبعدی را به اینجا میآورید و به آن حجم و جرم میدهید تا یک قطعه سهبعدی واقعی خلق شود.
- Generative Shape Design (GSD): میزکار هنرمندان مهندسی! برای خلق سطوح پیچیده و آیرودینامیک مثل بدنه خودرو یا یک ماوس ارگونومیک، به این ورکبنچ پناه میآورید.
- Assembly Design: کارخانه مونتاژ مجازی. قطعاتی که در Part Design ساختید را اینجا کنار هم میگذارید تا محصول نهایی شکل بگیرد.
- Drafting: زبان مشترک مهندسی. مدل سهبعدی کامل شده را به نقشههای ساخت دوبعدی با تمام اندازهگذاریها و تلرانسها تبدیل میکنید تا برای کارگاه قابل ساخت باشد.
1. نقطه شروع هر مدل سهبعدی: ورکبنچ Sketcher
هر چیزی در دنیای CAD از یک نقطه شروع میشود و آن نقطه در کتیا، محیط Sketcher است. اینجا شما با ابزارهایی مثل خط، دایره و مستطیل، طرح اولیه قطعه را میکشید. اما نکته حیاتی که بعد از نزدیک به 12 سال تجربه در طراحی، همیشه به کارآموزانم میگم اینه: “قدرت اصلی اسکچر به کشیدن نیست، به قیدگذاری (Constraining) است!”.
لیست نکات مهم برای کار باSketcher
- همیشه اسکچ را مقید (Constrain) کنید: تا زمانی که خطوط اسکچ سبز نشدهاند، کار را رها نکنید. این کار از خطاهای ناخواسته در مراحل بعدی جلوگیری میکند.
- از هندسه کمکی (Construction Geometry) استفاده کنید: برای ترسیم خطوط مرجع یا محورهای تقارن که بخشی از هندسه نهایی نیستند، از این گزینه بهره ببرید.
- مراقب Over-Constrain کردن باشید: بیش از حد قید گذاشتن (مثلاً یک خط را هم با طول و هم با دو نقطه قید دهیم) باعث خطای نرمافزاری میشود. کتیا معمولاً با تغییر رنگ هشدار میدهد.
- از Smart Dimension استفاده کنید: برای اندازهگذاری هوشمند و سریع که به طور خودکار نوع قید (طول، قطر، زاویه) را تشخیص میدهد.
یادم هست اوایل کار روی یک پروژه برای یک قطعه خودرو کار میکردم، یک اسکچ ساده را کامل قیدگذاری نکرده بودم (رنگش سفید مونده بود). وقتی یکی از پارامترهای اصلی مدل را تغییر دادم، آن اسکچ مثل یک ظرف ماکارونی به هم ریخت و دو روز تمام وقت تیم صرف پیدا کردن و اصلاح خطاهای زنجیروار شد. از آن روز به بعد، هیچ اسکچی را تا وقتی تمام خطوطش سبز (Fully Constrained) نشده، رها نمیکنم. این یک قانون است، نه یک پیشنهاد.

2. قلب تپنده طراحی مکانیکی: ورکبنچ Part Design
اینجا جایی است که جادوی واقعی اتفاق میافتد. اسکچ دوبعدی و بیجان شما، با دستوراتی مثل Pad (معادل Extrude در نرمافزارهای دیگر) و Pocket به یک قطعه سهبعدی تبدیل میشود. ورکبنچ Part Design برای ساخت قطعاتی که ماهیت صُلب و توپر دارند (مثل شفت، چرخدنده، براکت، پوسته گیربکس) طراحی شده.
ابزارهایی مثل Shaft برای ساخت قطعات متقارن دورانی یا Fillet برای گرد کردن لبهها، ابزارهای روزمره شما در این محیط خواهند بود. در حالی که ساخت قطعات استاندارد در این محیط ساده به نظر میرسد، طراحی قطعات پیچیده که باید ملاحظات ساخت و تولید در آنها رعایت شود، داستان دیگری است. مثلا در بسیاری از پروژههایی که به صورت انجام پروژه کتیا به تیم ما سپرده میشود، چالش اصلی فقط مدلسازی نیست، بلکه بهینهسازی مدل برای فرآیندهای ساختی مثل ماشینکاری CNC یا تزریق پلاستیک است.
3. جادوی خلق سطوح پیچیده: ورکبنچ Generative Shape Design (GSD)
اگر Part Design را به یک مجسمهساز تشبیه کنیم که با کَندن از یک بلوک سنگ اثر خلق میکند، GSD مثل یک هنرمند است که با ورقههای نازک و انعطافپذیر، فرمهای روان و پیچیده میسازد. ✈️ ورکبنچ GSD برای طراحی سطوح (Surfaces) است. سطوح، پوستههایی با ضخامت صفر هستند که برای تعریف فرمهای پیچیده و ارگونومیک (مثل بدنه یک خودرو، داشبورد، یا حتی یک بطری شامپو) استفاده میشوند.
این همان محیطی است که کتیا را از رقبایش متمایز میکند و دلیل اصلی استفاده گسترده از آن در صنایع هوافضا و خودروسازی است. کار در این محیط نیازمند درک عمیقتری از هندسه و توپولوژی سطوح است، اما قدرتی که به شما میدهد برای خلق هر فرمی که تصور کنید، بی نظیر است. انتخاب محیط صحیح طراحی، تاثیر مستقیمی بر زمان و هزینه طراحی با کتیا در پروژه شما دارد.
انتخاب ابزار درست: چه زمانی از Part Design و چه زمانی از GSD استفاده کنیم؟ (جدول مقایسهای)
این یکی از سوالات کلیدی است که همیشه پرسیده میشود. انتخاب اشتباه بین این دو محیط میتواند ساعتها کار شما را هدر دهد. در جدول زیر، تفاوتهای اساسی این دو ورکبنچ را به صورت خلاصه برایتان آوردهام تا همیشه انتخاب درستی داشته باشید.
| ویژگی (Feature) | محیط Part Design | محیط GSD (Generative Shape Design) |
| واحد اصلی سازنده | حجمهای صُلب (Solid Bodies) | سطوح (Surfaces) با ضخامت صفر |
| منطق کار | افزودن یا کاستن حجم | ساخت، اتصال و پیرایش پوستهها |
| کاربرد اصلی | قطعات مکانیکی استاندارد، بلوکها، شفتها | بدنههای آیرودینامیک، قطعات پلاستیکی، طراحی محصول |
| پیچیدگی فرم | مناسب برای فرمهای منظم و هندسی | ایدهآل برای فرمهای آزاد، ارگونومیک و پیچیده |
تسلط بر این محیطها نیازمند تمرین و البته یک نصب صحیح و بدون نقص از نرمافزار است. اگر در ابتدای راه هستید، مطمئن شوید که مراحل نصب قدم به قدم کتیا را به درستی انجام دادهاید تا در آینده با مشکلات عجیب و غریب مواجه نشوید.

4. مونتاژ قطعات و خلق محصول نهایی: ورکبنچ Assembly Design
خب، شما چند قطعه عالی در Part Design ساختید. حالا چه؟ این قطعات که قرار نیست در فضا معلق بمانند! ورکبنچ Assembly Design کارخانه مونتاژ مجازی شماست. اینجا جایی است که قطعات منفرد را وارد میکنید و با استفاده از قیدهای مهندسی (Constraints) به هم متصلشان میکنید.
فکر نکنید کار فقط کشیدن و رها کردن قطعات کنار هم است. قدرت اصلی این محیط در تعریف روابط حرکتی و منطقی بین قطعات است. با قیدهایی مثل Coincidence (همصفحهکردن)، Contact (تماس) و Offset (فاصله)، شما به نرمافزار میفهمانید که این مجموعه چطور در دنیای واقعی کار میکند. یک مجموعه که درست قیدگذاری نشده باشد، در تحلیلهای حرکتی یا حتی در ایجاد یک نمای انفجاری ساده، فاجعه به بار میآورد. ⚙️
5. زبان مشترک مهندسی: تبدیل مدل سهبعدی به نقشه ساخت در ورکبنچ Drafting
یک مدل سهبعدی هرچقدر هم زیبا و دقیق باشد، برای یک تراشکار یا مسئول کنترل کیفیت در کارگاه، تقریبا بیفایده است. زبان صنعت، نقشه دوبعدی است. ورکبنچ Drafting دقیقا همین کار را میکند: مدل سهبعدی شما را به نقشههای مهندسی استاندارد با تمام نماها، اندازهها، تلرانسها و جزئیات لازم تبدیل میکند.
این مرحله، آخرین و یکی از حیاتیترین مراحل است. یک اشتباه کوچک در اندازهگذاری یا یک تلرانس نامفهوم در نقشه، میتواند منجر به ساخته شدن هزاران قطعه معیوب و میلیونها تومان ضرر بشود. اینجا دیگر فقط اپراتور نرمافزار بودن کافی نیست؛ باید مثل یک مهندس فکر کنید و بدانید کدام اندازه کلیدی است و کدام اطلاعات برای ساخت ضروریه.
جدول خلاصهای از ورکبنچهای کلیدی کتیا و کاربرد آنها
| ورکبنچ | کاربرد اصلی | مثال پروژه |
| Sketcher | ترسیم طرحهای دوبعدی مقید شده | ایجاد پروفیل اولیه هر قطعه |
| Part Design | طراحی قطعات صلب و حجمی | شفت، براکت، چرخدنده |
| Generative Shape Design (GSD) | طراحی سطوح پیچیده و آزاد | بدنه خودرو، بال هواپیما، قالبهای پلاستیکی |
| Assembly Design | مونتاژ قطعات و ایجاد مجموعه | گیربکس، موتور، سیستم تعلیق |
| Drafting | تهیه نقشههای دوبعدی مهندسی | نقشههای ساخت، مونتاژ، تلرانسگذاری |
| Sheet Metal Design | طراحی قطعات ورقکاری | کاورهای فلزی، شاسیهای ورقخورده |
| Generative Structural Analysis | تحلیل تنش و تغییر شکل قطعات | بررسی استحکام یک براکت تحت بار |
پروژه عملی برای شروع: مدلسازی یک «بست نگهدارنده صنعتی» با استفاده از 3 ورکبنچ اصلی
تئوری کافی است، بیایید دست به کار شویم! برای اینکه این مفاهیم را در عمل ببینید، یک بست نگهدارنده (Bracket) ساده را با هم میسازیم.
- گام اول: ترسیم پروفیل در Sketcher
- وارد محیط Sketcher شوید، صفحه XY را انتخاب کنید و با ابزارهای Line و Arc، یک پروفیل شبیه حرف L انگلیسی با یک انحنا در گوشه داخلی آن بکشید. فراموش نکنید که با ابزار Constraint تمام اندازهها را تعریف کنید تا اسکچ شما سبز و کاملاً مقید (Fully Constrained) شود.
- گام دوم: حجمدهی در Part Design
- از اسکچر خارج شده و وارد ورکبنچ Part Design شوید. اسکچ خود را انتخاب و با دستور Pad به آن ضخامت بدهید (مثلاً 5 میلیمتر). حالا روی سطح صاف بست، دو دایره برای سوراخهای پیچ بکشید و با دستور Pocket آنها را خالی کنید.
- گام سوم: ایجاد نقشه دو بعدی در Drafting
- حالا به ورکبنچ Drafting بروید. یک شیت نقشه جدید ایجاد کنید و با ابزار Front View، نمای اصلی قطعه را وارد کنید. سپس به صورت خودکار نماهای Top و Side را هم ایجاد کنید. در نهایت، چند اندازه کلیدی مثل طول، عرض و قطر سوراخها را روی نقشه قرار دهید. تبریک، شما اولین قطعه صنعتی خود را از صفر تا صد طراحی کردید!

فراتر از طراحی: ورکبنچهای کتیا چگونه به تحلیل (CAE) و ساخت (CAM) متصل میشوند؟
زیبایی کتیا در اکوسیستم یکپارچه آن است. کار شما با نقشه تمام نمیشود. کتیا ورکبنچهای تخصصی برای شبیهسازی و تحلیل مهندسی (CAE) هم دارد. مثلا در محیط Generative Structural Analysis میتوانید همان بستی که طراحی کردید را تحت بارگذاری قرار دهید و ببینید در کدام نقاط دچار تنش یا تغییر شکل میشود.
از طرف دیگر، مدل سهبعدی شما مستقیماً به ورکبنچهای ساخت و تولید به کمک کامپیوتر (CAM) میرود. در این محیطها، مسیر حرکت ابزار برای دستگاههای CNC تعریف میشود تا دقیقا همان قطعهای که شما طراحی کردهاید، از یک بلوک خام فلزی تراشیده شود. این دید جامع، کتیا را به یک ابزار قدرتمند سرتاسری برای مهندسان تبدیل کرده.
اشتباهات رایجی که سرعت شما را در کتیا میگیرند (و راه حل آنها)
در این سالها، دیدهام که برخی اشتباهات کوچک چطور مثل ترمز دستی، جلوی پیشرفت طراحان را میگیرد. اینجا به چند مورد اشاره میکنم تا شما آنها را تکرار نکنید.
- 💡 نکته حرفهای: برای جابجایی سریع بین ورکبنچهایی که زیاد استفاده میکنید، میتوانید از منوی Tools > Customize آنها را به نوار ابزار Favorite خود اضافه کنید. این کار ساده، روزی دهها کلیک اضافه را از شما میگیرد.
- ⚠️ هشدار: هرگز، تاکید میکنم هرگز، تمام فیچرهای یک قطعه پیچیده را در یک Part Body ایجاد نکنید. این کار درخت طراحی شما را به شدت نامرتب و غیرقابل ویرایش میکند و در اسمبلیهای بزرگ، عملکرد سیستم را به شدت پایین میاورد. همیشه از Bodyهای مختلف برای بخشهای مجزای قطعه استفاده کنید. این یکی از کلیدیترین تنظیمات و روشهای بهینهسازی کتیا برای کار حرفهای است.
چالش طراحی یک قطعه ساده
حالا که با روند کار آشنایی با محیط های کتیا اشنا شدید، یک چالش کوچک برایتان دارم. سعی کنید روی همان بست نگهدارندهای که ساختید، با استفاده از دستور Stiffener (در محیط Part Design) یک تیغه تقویتی (Rib) بین دو وجه عمودی آن ایجاد کنید. این دستور کمی قلق دارد، اما ابزار بسیار پرکاربردی در طراحی قطعات صنعتی است. اگر به مشکل خوردید، در بخش نظرات بپرسید!
جمعبندی آشنایی با محیط های کتیا: مسیر یادگیری هوشمندانه کتیا برای تسلط کامل
محیطهای تخصصی کتیا پایه و اساس انجام پروژه طراحی صنعتی پیچیده در شرکت ما هستند. همانطور که در آشنایی با محیط های کتیا دیدید، هر ورکبنچ در کتیا دنیای خودش را دارد، اما همه آنها مثل قطعات یک پازل بزرگ در کنار هم کار میکنند تا یک محصول کامل خلق شود. مسیر درست یادگیری، شروع از Sketcher و Part Design، سپس حرکت به سمت Assembly و Drafting و در نهایت ورود به دنیاهای تخصصی مثل GSD است. امیدوارم این راهنمای عملی، آشنایی با محیط های کتیا را برای شما شفاف و کاربردی کرده باشد و از سردرگمی اولیه شما کم کند. موفق باشید.
10 سوال متداول(FAQ) به همراه پاسخ
این بخش میتواند در انتهای مقاله قرار گیرد تا به سوالات رایج کاربران پاسخ دهد و عمق بیشتری به محتوا ببخشد.
- سوال: تفاوت اصلی بین CATIA V5 و CATIA 3DEXPERIENCE چیست؟
- پاسخ: تفاوت عمده در پلتفرم و رویکرد است. CATIA V5 یک نرمافزار دسکتاپ سنتی است که بر فایلها و ورکبنچها تمرکز دارد. اما 3DEXPERIENCE یک پلتفرم مبتنی بر فضای ابری (Cloud-Based) است که علاوه بر CAD، امکانات مدیریت چرخه عمر محصول (PLM)، شبیهسازی و همکاری تیمی را در یک محیط یکپارچه ارائه میدهد. V5 بیشتر برای کاربردهای آفلاین و مستقل مناسب است، در حالی که 3DEXPERIENCE برای تیمهای بزرگ و همکاری آنلاین بهینهسازی شده.
- سوال: آیا برای یادگیری کتیا، حتماً باید تمام ورکبنچها را بشناسم؟
- پاسخ: خیر، لزومی به شناخت همه ورکبنچها نیست. کتیا بیش از ۱۰۰ ورکبنچ دارد که هر کدام کاربرد بسیار تخصصی دارند. برای شروع، تسلط بر Sketcher, Part Design, Assembly Design و Drafting کافی است. به مرور و با توجه به نیازهای پروژه و حوزه کاریتان، میتوانید ورکبنچهای دیگر مانند Generative Shape Design (GSD) یا Sheet Metal Design را یاد بگیرید.
- سوال: کدام ورکبنچ برای طراحی قطعات ورقکاری (Sheet Metal) استفاده میشود؟
- پاسخ: برای طراحی قطعات ورقکاری، ورکبنچ تخصصی Sheet Metal Design در کتیا وجود دارد. این محیط ابزارهایی برای ایجاد خمها، سوراخها و سایر ویژگیهای خاص ورقکاری را فراهم میکند و امکان تبدیل مدل به حالت بازشده (Flat Pattern) برای ساخت را نیز دارد.
- سوال: آیا میتوانم از مدلهای ساخته شده در SolidWorks یا Inventor در کتیا استفاده کنم؟
- پاسخ: بله، کتیا از فرمتهای تبادل داده استاندارد مانند STEP، IGES و Parasolid پشتیبانی میکند. شما میتوانید فایلهای این نرمافزارها را به این فرمتها تبدیل کرده و سپس در کتیا ایمپورت کنید. البته ممکن است برخی ویژگیها (Feature History) در فرآیند تبدیل از دست برود و مدل به صورت “هندسه خام” (Dumb Solid) وارد شود.
- سوال: چرا هنگام خروج از Sketcher، اسکچ من هنوز سبز نیست و خطوط سفید دارد؟
- پاسخ: سبز نبودن خطوط (Under-Constrained) به این معنی است که اسکچ شما هنوز کاملاً مقید نشده. یعنی ابعاد یا موقعیت هندسی برخی از عناصر آن هنوز تعریف نشدهاند و میتوانند تغییر کنند. حتماً با استفاده از ابزار Constraint (مقیدسازی ابعادی و هندسی) تمام خطوط را سبز کنید تا اسکچ پایدار و قابل اعتماد باشد.
- سوال: آیا کتیا برای شبیهسازی و تحلیل FEM (Finite Element Method) هم کاربرد دارد؟
- پاسخ: بله، کتیا دارای مجموعهای از ورکبنچهای تخصصی برای تحلیل FEM است که تحت عنوان CAE (Computer-Aided Engineering) شناخته میشوند. از جمله این ورکبنچها میتوان به Generative Structural Analysis برای تحلیلهای استاتیکی و فرکانسی اشاره کرد که امکان شبیهسازی رفتار قطعات تحت بارگذاری را فراهم میکند.
- سوال: برای طراحی یک محصول با سطوح آزاد و پیچیده، از Part Design استفاده کنم یا GSD؟
- پاسخ: برای فرمهای آزاد و پیچیده که نیاز به کنترل دقیق روی خمیدگی و پیوستگی سطح دارند (مانند بدنه خودرو، پوسته لوازم خانگی یا قالبهای پلاستیکی)، قطعاً باید از ورکبنچ Generative Shape Design (GSD) استفاده کنید. Part Design برای احجام صلب و هندسههای منظم مناسبتر است.
- سوال: “Hybrid Design” در کتیا به چه معناست؟
- پاسخ: Hybrid Design یک قابلیت در کتیا است که به شما اجازه میدهد در یک Part Body واحد، هم هندسه Solid (Part Design) و هم هندسه Surface (GSD) را به صورت ترکیبی ایجاد و ویرایش کنید. این قابلیت انعطافپذیری زیادی به خصوص در طراحی قطعات پیچیده ترکیبی میدهد.
- سوال: چگونه میتوانم ورکبنچهای مورد علاقهام را سریعتر پیدا کنم و به آنها دسترسی داشته باشم؟
- پاسخ: از منوی Tools > Customize > Commands میتوانید ورکبنچهای پرکاربرد را به نوار ابزار دلخواه خود اضافه کنید. همچنین با فشردن کلید میانبر Shift + F میتوانید پنجره Workbenches را باز کرده و ورکبنچ مورد نظر را جستجو کنید.
- سوال: آیا کتیا برای طراحی مکانیزمهای حرکتی و رباتیک هم محیط خاصی دارد؟
- پاسخ: بله، کتیا دارای ورکبنچ DMU Kinematics است که برای شبیهسازی حرکات مکانیزمها، رباتها و تحلیل سینماتیک آنها استفاده میشود. این محیط به مهندسان اجازه میدهد تا قبل از ساخت فیزیکی، عملکرد مکانیکی سیستمهای پیچیده را ارزیابی کنند.